حندر
🌐 هندار
حندر نیز از واژههای کمکاربرد و مبهم است و در عربی فصیح، معنای مشهور و ثابت ندارد. ممکن است در برخی لهجهها یا نسخههای قدیم بهصورت نام مکان، نام شخص، یا واژهای محلی آمده باشد.
جمله سازی با حندر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقفَ الحارسُ عندَ حندر ِ المدخلِ يراقبُ حركةَ الزوارِ.
نگهبان کنار دروازه ورودی ایستاده بود و رفت و آمد بازدیدکنندگان را زیر نظر داشت.
💡 بنى السكانُ حندر ًا صغيرًا لتصريفِ الماءِ أثناءَ موسمِ السيول.
ساکنان یک نهر کوچک ساختند تا آب را در فصل سیل تخلیه کنند.
💡 مررنا عبرَ حندر ٍ ضيقٍ يؤدي إلى المزارعِ خلفَ التلِّ.
از گذرگاه باریکی که به مزارع پشت تپه منتهی میشد، گذشتیم.