حمی
🌐 حامی
«حِمی» در عربی معانی متفاوتی دارد، اما یکی از معانی مهم آن «حریم، منطقه حفاظتشده، یا چراگاهِ اختصاصی» است؛ جایی که دسترسی به آن محدود میشود. در فرهنگ عربیِ کهن، «حِمی» به مکانی گفته میشد که برای قبیله، حاکم یا حیوانات خاصی حفاظت میشد. این واژه همچنین در برخی کاربردها به معنای «دفاع، حمایت، و نگهداری» هم آمده است، و به همین دلیل بار مفهومیِ حفاظت و منع در آن قوی است.
اسم (noun)
📌 تب
📌 حفاظت
صفت (adjective)
📌 تب دار
جمله سازی با حمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتفعت حرارةُ الطفل بسبب حميٍ مفاجئة بعد عودته من المدرسة.
دمای بدن کودک به دلیل تب ناگهانی پس از بازگشت از مدرسه بالا رفت.
💡 شعرَ المريضُ بحميٍ خفيفةٍ في الليل، فقرر مراجعة الطبيب صباحًا.
بیمار شب هنگام تب خفیفی احساس کرد، بنابراین تصمیم گرفت صبح به پزشک مراجعه کند.