حمي

🌐 تب

این واژه از ریشهٔ حمي می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد؛ از جمله «گرم شد»، «دفاع کرد»، یا «حمایت کرد» بسته به ساخت و حرکت‌گذاری. همچنین در برخی کاربردها به «حِمى» نزدیک است که به معنی «حریم، منطقهٔ حفاظت‌شده» یا «محوطهٔ ممنوع» می‌آید.

اسم (noun)

📌 تب

📌 حفاظت

صفت (adjective)

📌 تب دار

جمله سازی با حمي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سافر حمي مع أسرته إلى القرية لقضاء عطلة نهاية الأسبوع.

حامی به همراه خانواده‌اش برای آخر هفته به روستا سفر کرد.

💡 دعا حمي أصدقاءه إلى العشاء في منزله الجديد الأسبوع الماضي.

حامی هفته‌ی پیش دوستانش را برای شام به خانه‌ی جدیدش دعوت کرد.

💡 يعاني بعض الناس من حمي القش عند كثرة الغبار في الهواء.

برخی افراد وقتی گرد و غبار زیادی در هوا وجود دارد، از تب یونجه رنج می‌برند.

💡 قال الطبيبُ إن الأعراضَ التي يشعر بها المزارع تشبه حمي القش الموسمية.

پزشک گفت علائمی که کشاورز تجربه می‌کرد شبیه تب یونجه فصلی بود.

💡 جلس حمي قرب النافذة يتأمل المطر وهو ينزل على الأشجار بهدوء.

حامی نزدیک پنجره نشسته بود و باران را تماشا می‌کرد که آرام آرام روی درختان می‌ریخت.

کلمات مرتبط