االوالد

🌐 پدر

این واژه به احتمال زیاد صورتِ نادرستِ «الوالد» است و در عربی به معنی «پدر» یا «والد / پدرِ خانواده» به‌کار می‌رود. این کلمه بیشتر در زبان رسمی و فصیح دیده می‌شود و نسبت به واژه‌های عامیانه، لحن محترمانه‌تر و ادبی‌تری دارد. در بعضی متن‌ها ممکن است به‌صورت کلی به «والد» یعنی پدر اشاره کند و در زمینه‌های دینی یا رسمی هم کاربرد دارد.

جمله سازی با االوالد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمع االوالد من الطبيب نصائح مهمة حول التغذية والراحة خلال العلاج.

پدر توصیه‌های مهمی در مورد تغذیه و استراحت در طول درمان از پزشک شنید.

💡 ‬لو مرض واحد من االوالد ممكن يوديه‬ ‫المستشفى يعالجه‪

اگر یکی از والدین بیمار شود، ممکن است او را برای درمان به بیمارستان ببرد.

💡 كان االوالد حريصًا على أن يرافق أبناءه إلى الطبيب عند الحاجة.

پدر مشتاق بود که در صورت نیاز، فرزندانش را برای مراجعه به پزشک همراهی کند.

💡 اشترى االوالد من المتجر خبزًا وحليبًا قبل عودته إلى البيت.

پدر قبل از بازگشت به خانه از فروشگاه نان و شیر خرید.

💡 ‬وما‬ ‫شجعني ايضا أن االوالد الثالثة الغيورين مني‬ ‫سيذهبون ايضا

چیزی که من را هم دلگرم کرد این بود که سه پدر و مادر حسودم هم قرار بود ما را ترک کنند.

💡 حضر االوالد إلى المدرسة صباحًا ليسأل عن مستوى ابنه في الرياضيات والقراءة.

پدر صبح به مدرسه آمد تا درباره سطح ریاضیات و خواندن پسرش بپرسد.

💡 ‬مرة كان في عزاء في المسيد واحد‬ ‫من االوالد وزّع مصاحف‪

یک بار، در مراسم ترحیمی در مسجد، یکی از پدران، نسخه‌هایی از قرآن را پخش کرد.

💡 طلب االوالد من ابنه أن يراجع دروسه قبل موعد الامتحان النهائي.

پدر از پسرش خواست قبل از امتحان نهایی درس هایش را مرور کند.

کلمات مرتبط