حمالة

🌐 حامل

این واژه به معنی بند، تسمه، آویز، نگهدارنده یا چیزی که چیزی را حمل / نگه می‌دارد می‌آید. بسته به جمله، می‌تواند به وسیله‌ای برای آویختن یا نگه داشتن چیزی اشاره کند، مثل بند کیف یا قسمت نگهدارنده لباس.

اسم (noun)

📌 فلاخن

📌 سینه‌بند

📌 برانکارد

📌 بند رخت آویز

📌 قفسه

📌 براکت

📌 بند

📌 آویز

جمله سازی با حمالة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تيدي يستطيع ارتداء حمالة البنطلون

تدی می‌تواند بند شلوار بپوشد

💡 ‬صنعت حمالة من القماش وألصقته عاريا‬ ‫على صدرها‪

او یک سوتین از پارچه درست کرد و آن را لخت به سینه‌اش چسباند

💡 يمكن أن تحدث حمالة الصدر الجيدة فرقًا كبيرًا في كيفية تناسق الملابس.

یک سوتین خوب می‌تواند تفاوت زیادی در ظاهر لباس‌ها ایجاد کند.

💡 أثناء التسمير، كانت حمالة البيكيني السفلية بارزة على الرمال.

موقع برنزه کردن، بند پایینی تاپ بیکینی‌ام روی شن‌ها بیرون زده بود.

💡 ارتداء حمالة الأطفال يعزز وضعية الجسم الجيدة أثناء حمل الطفل.

استفاده از آغوشی کودک باعث می‌شود هنگام حمل کودک، بدن در وضعیت مناسبی قرار گیرد.

💡 ‬العم إسماعيل يحمل على حمالة والتراب يغطي وجهه‬ ‫وآثار الدم‪.

عمو اسماعیل را روی برانکارد حمل می‌کنند، صورتش پر از خاک و رد خون است.

کلمات مرتبط