حليق

🌐 تراشیده شده

یعنی «تراشیده، اصلاح‌شده»؛ معمولاً برای صورت یا سر به کار می‌رود، یعنی جایی که موهای آن تراشیده شده باشد.

صفت (adjective)

📌 تراشیده و تمیز

📌 تراشیده شده

📌 نتراشیده

جمله سازی با حليق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬حليــق‬ ‫الــرأس؛ ويكتــي ك ًُّل مــن وجهــه واقدامــه ويديــه وصــدره وظهــره بلـ ٍ‬ ‫ـون‬ ‫فــي‪

سر تراشیده؛ و صورت، پاها، دست‌ها، سینه و پشتش، همگی به رنگی متفاوت رنگ‌آمیزی شده‌اند.

💡 الآن، دعونا نتحدث عن هذه الفكرة حليق الرأس.

حالا، بیایید در مورد این ایده سر تراشیده صحبت کنیم.

💡 تبنى الشخص حليق الرأس هويته، مرتدياً الملابس الجريئة ومباهاً بالثقبان.

آن مردِ کچل، هویت خود را پذیرفت، لباس‌های جسورانه پوشید و دو پیرسینگ خود را به نمایش گذاشت.

💡 شارك الشخص حليق الرأس خلال الفعالية حكايات حول الموسيقى التي ألهمته.

در طول این رویداد، این فرد طاس داستان‌هایی درباره موسیقی‌هایی که به او الهام بخشیده بودند، به اشتراک گذاشت.

💡 أبيض، متوسط الطول، حليق الرأس.

سفید، قد متوسط، سر تراشیده.

💡 لذا تجنب إجهاد لا لزوم لها وتتمتع النظيفة حليق تبدو في الوقت الحاضر.

بنابراین از استرس غیرضروری خودداری کنید و از ظاهر تمیز و تراشیده ای که در حال حاضر دارید لذت ببرید.

کلمات مرتبط