حکومي

🌐 دولتی

این واژه به معنای «حکومتی»، «وابسته به حکومت» یا «دولتی» است. وقتی چیزی «حکومي» خوانده می‌شود، یعنی تحت نظارت یا مالکیت دولت است، یا به امور حکمرانی مربوط می‌شود. در فارسی معمولاً به معنای «دولتی» یا «رسمی» به‌کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 دولتی

📌 ایالت

📌 عمومی

📌 رسمی

📌 حاکم کردن

📌 ملی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دولت

جمله سازی با حکومي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قابلنا موظف حکومي في البلدية فأوضح لنا شروط الترخيص المطلوبة.

ما با یک کارمند دولتی در شهرداری ملاقات کردیم که شرایط لازم برای صدور مجوز را برای ما توضیح داد.

💡 زار موظف حکومي المدرسة لمتابعة مشروع الصيانة وتسجيل الملاحظات.

یک کارمند دولت برای پیگیری پروژه تعمیر و نگهداری و ثبت مشاهدات از مدرسه بازدید کرد.

💡 يعمل موظف حکومي في الدائرة المحلية على إنجاز المعاملات بسرعة ودقة.

یک کارمند دولت در اداره محلی تلاش می‌کند تا معاملات را سریع و دقیق انجام دهد.

کلمات مرتبط