حريتها

🌐 آزادی او

یعنی «آزادیِ او / آنِ مؤنث»؛ «حرية» + «ها» و به آزادیِ یک مؤنث یا چیزی که با ضمیر مؤنث اشاره شده، مربوط است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آزادی او

📌 آزادی آنها

📌 آزادی آن

📌 آزادانه

جمله سازی با حريتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬فال تبخل بمشاعركَ وامنحها حريتها ال قيداً عقالنياً‪

در مورد احساساتت خسیس نباش؛ به آنها آزادی خودشان را بده، نه محدودیت‌های عقل را.

💡 لن تتخلى المرأةُ عن حريتها في العملِ والتعلمِ والمشاركةِ المجتمعية.

زنان از آزادی خود برای کار، یادگیری و مشارکت در جامعه دست نخواهند کشید.

💡 ‬استعادت حريتها واحترفت املهنة وجمعت‬ ‫املال وعادت للديار‪

او آزادی خود را بازیافت، در این حرفه استاد شد، ثروت اندوخت و به خانه بازگشت.

💡 كانت ترى الزواج كالقيد والسلسلة، يحد من حريتها واستقلاليتها.

او ازدواج را همچون غل و زنجیری می‌دید که آزادی و استقلال او را محدود می‌کند.

💡 عبّرت الفتاةُ عن حريتها بثقةٍ في الحوارِ مع زميلاتها.

این دختر با اطمینان در گفتگو با همکلاسی‌هایش آزادی خود را ابراز کرد.

💡 دافعَ الأبُ عن حريتها في اختيارِ التخصصِ الجامعيِّ الذي تريده.

پدر از آزادی دخترش برای انتخاب رشته دانشگاهی مورد نظرش دفاع کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران