حرضة
🌐 هارادها
«حرضة» در عربی میتواند به صورت اسمِ حالت یا وصفی از ریشهی «حرض» باشد و معنای آن به وضعیتِ فرسودگی و هلاکت، حالتِ رو به نابودی یا بیمار و ازکارافتاده بودن نزدیک است. این واژه کمتر از شکلهای سادهترش رایج است، اما در همان میدان معناییِ ضعف شدید، تباهی و نزدیکی به هلاکت قرار میگیرد. در فارسی میتوان آن را «حالتِ هلاکتزدگی» یا «فرسودگی شدید» ترجمه کرد.
جمله سازی با حرضة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أشار المعلم إلى حرضة صغيرة في الورقة ليصححها الطالب.
معلم به یک خراش کوچک روی کاغذ اشاره کرد تا دانشآموز آن را اصلاح کند.
💡 احتاج القميص إلى إصلاح حرضة بسيطة عند الخياطة.
پیراهن نیاز به تعمیر جزئی درز داشت.
💡 ظهرت حرضة واضحة على الجدار بعد سقوط الأثاث.
بعد از افتادن مبلمان، یک ترک واضح روی دیوار ظاهر شد.