حرض

🌐 تحریک شده

«حرض» واژه‌ای عربی است که در کاربردهای قرآنی و لغوی بیشتر به معنای نزدیک به هلاکت و فرسودگی شدید، بیمار و از پاافتاده یا در آستانه نابودی آمده است. در برخی منابع، «حرض» به کسی گفته می‌شود که از شدت غم، بیماری یا ناتوانی به وضعی بسیار ضعیف و رو به مرگ رسیده باشد. بنابراین این واژه با «حرص» متفاوت است و بیشتر به فرتوتی، فرسودگی و تباهی شدید اشاره دارد.

فعل (verb)

📌 تحریک کردن

جمله سازی با حرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬لقد ذهب الكوو إلى أنور بك مكي رئيس القلم‬ ‫السياسي وأخبره أن عبدون هو الذي حرض الخدم على التمرد‪

الکو نزد انور بیگ مکی، رئیس دفتر سیاسی، رفت و به او گفت که عبدون کسی است که نوکران را به شورش تحریک کرده است.

💡 لا يجوز أن حرض شخصٌ صديقه على مخالفة القانون.

جایز نیست که انسان دوستش را به قانون شکنی تحریک کند.

💡 «وكيف أخرج يف الظالم وأنت أعلم بقانون حرض التجول للنساء يف‬‫املساء» انتظرت جوابه بصرب‪.

«و چطور می‌توانم در تاریکی بیرون بروم وقتی تو از قانون منع رفت و آمد برای زنان در شب خبر داری؟» بی‌صبرانه منتظر جوابش بودم.

💡 حاول بعضهم حرض الآخرين على الشجار، لكنهم رفضوا الفكرة.

برخی از آنها سعی کردند دیگران را به جنگ تحریک کنند، اما آنها این ایده را رد کردند.

💡 اتُّهم الرجل بأنه حرض العمال على ترك العمل.

این مرد متهم به تحریک کارگران برای ترک شغلشان بود.

💡 هل حرض كم الش عراء المرتزق ون على‬ ‫هذا بفذلكتهم اللغوية أم ماذا؟

آیا شاعران مزدور با سفسطه‌های زبانی خود به این امر دامن زدند، یا چه؟

کلمات مرتبط