حجة

🌐 استدلال

به معنای «حجت، دلیل، برهان، سند» است. در عربی این واژه بسیار رایج است و برای استدلال قوی یا دلیل قانع‌کننده به‌کار می‌رود؛ گاهی هم در برخی سیاق‌ها به «حج» و موسم آن مربوط می‌شود.

اسم (noun)

📌 استدلال

📌 مشاجره کردن

📌 بهانه

📌 مورد

📌 التماس

📌 شواهد

جمله سازی با حجة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا تدخل النقاش بفارغ الكلام، بل قدّم حجة واضحة ومقنعة.

با کلمات توخالی وارد بحث نشوید، بلکه استدلالی روشن و قانع‌کننده ارائه دهید.

💡 لم يجدِ المديرُ حجة مقنعةً لتأجيل المشروع بعد أن اكتملت الدراسة.

مدیر نتوانست دلیل قانع کننده ای برای به تعویق انداختن پروژه پس از اتمام مطالعه پیدا کند.

💡 قدّمَ المحامي حجة قويةً أمام القاضي، فأثّرت في مجرى الجلسة.

وکیل در حضور قاضی استدلال محکمی ارائه داد که بر روند جلسه تأثیر گذاشت.

💡 استخدمَ المدرّس حجة منطقيةً لشرح أهمية القراءة اليومية للطلاب.

معلم با استفاده از یک استدلال منطقی، اهمیت مطالعه روزانه را برای دانش‌آموزان توضیح داد.

💡 لا تستطيع أن اقن الجميع برأيك إذا لم تقدّم حجة واضحة.

اگر استدلال روشنی ارائه ندهید، نمی‌توانید همه را با نظر خود متقاعد کنید.

💡 ‫وقبل ما تفكر روني في أي حجة تلغي بيها فكرة الشرح‪.

و قبل از اینکه رونی به هر استدلالی برای لغو ایده توضیح دادن فکر کند.