حانقا

🌐 عصبانی

«حانقا» صورتِ منصوبِ «حانق» است و همان معنای «خشمگینانه، در حالتِ عصبانیت، ناراحت» را می‌دهد. معمولاً وقتی در جمله نقش قیدی یا وصفی دارد، برای بیانِ حالتِ شخصِ عصبانی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عصبانی

📌 خشمگین

📌 کینه توز

جمله سازی با حانقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إذا حدث أي مكروه لك سأكون حانقا جدا على نفسي لعدم فعلي كل ما أمكنني فعله

اگر اتفاق بدی برای تو بیفتد، از خودم خیلی عصبانی خواهم شد که تمام تلاشم را نکردم.

💡 غادرَ المديرُ القاعةَ حانقًا بعدما سمعَ الأخبارَ غيرَ المتوقعةِ.

مدیر پس از شنیدن خبر غیرمنتظره، با عصبانیت سالن را ترک کرد.

💡 جلسَ الشابُّ حانقًا في المقهىِ وهو يراجعُ رسالةَ الرفضِ.

مرد جوان با عصبانیت در کافه نشسته بود و نامه‌ی رد درخواستش را مرور می‌کرد.

💡 كان لابد دائما أن أكون إما كئيبا أو غاضبا، حانقا أو شاعرا بالقرف، ولكن ليس في حالة عادية.

من همیشه مجبور بودم یا افسرده باشم یا عصبانی، رنجیده باشم یا منزجر، اما هرگز در حالت عادی نبودم.

💡 ‬كان حانقا على فوزي ألنه‬ ‫أرغمه على حضور هذه المسخرة‪.

او از دست فوزی عصبانی بود، چون او را مجبور کرده بود در این نمایش مسخره شرکت کند.

💡 تحدثَ الرجلُ حانقًا عنِ الزحامِ الذي أخرَهُ عنِ الموعدِ.

مرد با عصبانیت درباره ترافیکی که باعث تاخیر او در رسیدن به قرار ملاقات شده بود صحبت کرد.

کلمات مرتبط