جوح
🌐 جو
«جوح» واژهای عربی است که در برخی منابع به معنی «کندو / لانهٔ زنبور»، «حفره»، یا «فضای توخالی» آمده است، هرچند کاربرد آن بسیار رایج نیست و بسته به لهجه یا متن ممکن است معناهای متفاوتی داشته باشد. در بعضی استعمالها میتواند به چیزی که از داخل خالی شده یا شکافدار است اشاره کند.
جمله سازی با جوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر الطفل جوح من شدة الحر بعد اللعب تحت الشمس طوال الظهيرة.
کودک پس از بازی کردن زیر آفتاب در تمام طول بعد از ظهر، از شدت گرما احساس گرما میکرد.
💡 كان جوح واضحًا على وجوه العمال بعد ساعات طويلة من العمل في الخارج.
خستگی مفرط پس از ساعتها کار در فضای باز، از چهره کارگران هویدا بود.
💡 طلب الطبيب من المريض أن يشرب الماء لأن جوح قد يزداد في الأيام الحارة.
پزشک از بیمار خواست که آب بنوشد زیرا ممکن است تشنگی او در روزهای گرم افزایش یابد.