جلی
🌐 واضح
این واژه در اصل همان «جلي» است، با املای متفاوت؛ یعنی «آشکار، روشن، واضح». در برخی شیوههای نگارش ممکن است بهجای «ي» با «ی» نوشته شود.
صفت (adjective)
📌 واضح
📌 بدیهی
📌 مشهود
📌 آشکار
📌 شفاف
📌 قابل مشاهده
📌 متمایز
جمله سازی با جلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الرؤية جلی من أعلى التل في ذلك النهار الصافي.
در آن روز صاف، منظره از بالای تپه کاملاً مشخص بود.
💡 بدا الماء جلی بعد أن تركوه ليستقر عدة ساعات.
آب پس از اینکه چند ساعت به حال خود رها شد تا ته نشین شود، زلال شد.
💡 أصبح الأمر جلی بعد إعلان النتائج الرسمية.
این موضوع پس از اعلام نتایج رسمی آشکار شد.