الالتزام

🌐 تعهد

«التزام» یعنی «پایبندی، تعهد، ملتزم بودن به چیزی». این واژه معمولاً در مورد رعایت قانون، قول، قرارداد، اخلاق یا مسئولیت به‌کار می‌رود و معنای وفاداری و تعهد عملی دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 الزام

📌 انطباق

📌 پایبند بودن به

📌 متعهد شدن به

📌 متعهد

جمله سازی با الالتزام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرح بن معاوية أمام الحضور أهمية الالتزام بالمواعيد في بيئة العمل.

بن معاویه اهمیت وقت‌شناسی در محیط کار را برای حضار توضیح داد.

💡 أشار الطبيب من خلال التقرير إلى ضرورة الالتزام بالحمية والدواء في الوقت المحدد.

پزشک در گزارش خود به لزوم رعایت رژیم غذایی و برنامه دارویی اشاره کرده است.

💡 انذر المعلمُ الطلابَ من التأخر المتكرر، وطلب منهم الالتزام بالمواعيد.

معلم به دانش‌آموزان در مورد تأخیرهای مکررشان هشدار داد و از آنها خواست که وقت‌شناس باشند.

💡 أكّد الطبيب أن الشفاء بإمکان الالتزام بالعلاج والراحة.

پزشک تأیید کرد که با پایبندی به درمان و استراحت، بهبودی امکان‌پذیر است.

💡 قال الطبيب إن الشفاء ممكن مع الالتزام بالعلاج والراحة الكافية.

پزشک گفت که با پایبندی به درمان و استراحت کافی، بهبودی امکان‌پذیر است.

💡 قال المسؤول إن عليهم الالتزام بالتعليمات الجديدة.

این مقام مسئول گفت که آنها باید از دستورالعمل‌های جدید پیروی کنند.

💡 أيھا العاملون، إن الالتزام بالمواعيد يرفع من جودة الأداء بشكل واضح.

کارمندان عزیز، وقت‌شناسی به طور قابل توجهی کیفیت عملکرد را بهبود می‌بخشد.

💡 لا بد من الالتزام بالقوانين حتى يسير العمل بشكل منظم وآمن للجميع.

برای اینکه کار به صورت سازمان‌یافته و ایمن برای همه پیش برود، رعایت قوانین ضروری است.

💡 المدير إلی يدعو الموظفين إلى الالتزام بالمواعيد يوميًا.

مدیر از کارمندان می‌خواهد که روزانه به برنامه پایبند باشند.

💡 احترم المدرّس أهواءكم، لكنه طلب منكم الالتزام بموضوع واحد في العرض.

معلم به ترجیحات شما احترام گذاشت، اما از شما خواست که در ارائه به یک موضوع پایبند باشید.

💡 طلبت الإدارة من الموظفين الالتزام بمواعيد الحضور والانصراف.

اداره از کارمندان خواسته است که به ساعات حضور و غیاب خود پایبند باشند.

کلمات مرتبط