الافتراضي
🌐 مجازی
صفت (adjective)
📌 فرضی
📌 گزارهای
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 مفهومی
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 مجازی سازی شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پیشفرض
جمله سازی با الافتراضي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وأدت نتائجها إلى تطوير نموذج للتمايز للدم التي تركز على خلايا الدم الحمراء كما المسار الافتراضي لكافة الأسلاف النخاعي.
یافتههای او منجر به توسعه یک مدل تمایز خونساز شد که بر گلبولهای قرمز به عنوان مسیر پیشفرض برای همه پیشسازهای میلوئیدی تمرکز دارد.
💡 الوريث الافتراضي - عذرا لم افهم؟
وارث مجازی - ببخشید، متوجه نشدم؟
💡 أدى انقطاع الإنترنت إلى تأجيل الاجتماع الافتراضي بين الموظفين.
قطعی اینترنت منجر به تعویق افتادن جلسه مجازی بین کارمندان شد.
💡 أصبح العمل الافتراضي شائعًا في كثير من الشركات الحديثة.
کار مجازی در بسیاری از شرکتهای مدرن رایج شده است.
💡 يعتمد التعليم الافتراضي على المنصات الإلكترونية والاتصال عبر الإنترنت.
آموزش مجازی به پلتفرمهای آنلاین و ارتباطات اینترنتی متکی است.
💡 إشعار نهاية العمر الافتراضي لتطبيق فاجأ الكثير من المستخدمين منذ فترة طويلة.
اعلان پایان عمر این برنامه مدتها پیش بسیاری از کاربران را شگفتزده کرد.