الأعلى
🌐 بالا
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عالی
📌 بالا
📌 بالاتر
📌 بالاترین
📌 طبقه بالا
جمله سازی با الأعلى
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صعدنا إلى التل لنری المدينة من الأعلى عند غروب الشمس.
از تپه بالا رفتیم تا غروب آفتاب، شهر را از بالا ببینیم.
💡 اجتمع المسؤولون في الأعلى لمراجعة التقرير النهائي.
مقامات ارشد برای بررسی گزارش نهایی تشکیل جلسه دادند.
💡 تمكّن الفريق من الوصول إلى المستوى الأعلى في المنافسة.
این تیم توانست به بالاترین سطح مسابقات برسد.
💡 وضع البائع البضائع في الرف ٱلسفلیٰ، وترك الأعلى للسلع الثقيلة.
فروشنده کالاها را در قفسه پایین قرار داد و قفسه بالا را برای کالاهای سنگین گذاشت.
💡 سبتهم الكتبَ على الرفِّ الأعلى كي لا تَبلُلَها المياه.
کتابها را در بالاترین طبقه گذاشتند تا آب روی آنها نریزد.
💡 رفع المتسلقُ يديه نحو الجبل الأعلى قبل أن يبدأ الصعود.
کوهنورد قبل از شروع صعود، دستانش را به سمت کوه بالایی بلند کرد.