تیس

🌐 بز

«تیس» در عربی به‌معنای بز نر است. این واژه در زبان عربی و برخی گویش‌ها برای اشاره به نرِ بز به‌کار می‌رود و گاهی هم در کاربردهای استعاری یا محاوره‌ای دیده می‌شود. معنای اصلی و شناخته‌شده آن همین حیوان است.

جمله سازی با تیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشترى الراعي تيس ًا قويًّا لمساعدةِ القطيعِ في الموسمِ الجديدِ.

چوپان یک بز قوی هیکل خرید تا در فصل جدید به گله کمک کند.

💡 رأيتُ تيس ًا صغيرًا يرعى في الجبلِ قربَ القريةِ.

بز کوچکی را دیدم که در کوه نزدیک روستا مشغول چرا بود.

💡 هربَ تيس من الحظيرةِ عندما فتحَ الصبيُّ البابَ ناسيًا إغلاقَه.

تس وقتی پسرک در انبار را باز کرد و فراموش کرد آن را ببندد، از آنجا فرار کرد.

💡 اشتُريتْ في السوق تيس صغيرةٌ لتربيتها مع القطيعِ في المزرعة.

یک بز کوچک از بازار خریده شد تا در کنار گله در مزرعه بزرگ شود.

💡 رأى الراعي تيس الجبلِ يقفُ بثباتٍ على الصخرةِ العاليةِ قرب الوادي.

چوپان بز کوهی را دید که محکم روی صخره بلند نزدیک دره ایستاده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران