تیر
🌐 تیر
«تیر» در عربیِ معیار بهصورت رایج واژهای مستقل و پرمصرف مانند فارسی نیست، اما ممکن است در نامها، وامواژهها، یا ضبطهای محلی دیده شود. اگر منظورِ فارسیِ «تیر» باشد، معنیِ «پیکان، ساعدهٔ پرتابی، یا ماهِ تیر» را میدهد؛ اما در عربی، برای معنای دقیق باید شکلِ نوشتار و زمینه روشن باشد.
جمله سازی با تیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمل الجندي تیر ًا احتياطيًا استعدادًا للتدريب المسائي.
سرباز برای آماده شدن برای تمرین عصرگاهی، یک لاستیک زاپاس با خود حمل میکرد.
💡 أطلق الرامي تیر ه نحو الهدف فأصاب المركز بدقة.
تیرانداز تیری به سمت هدف شلیک کرد و با دقت به مرکز آن اصابت کرد.
💡 وقف الصياد يراقب تیر القوس قبل أن ينطلق.
شکارچی قبل از رها شدن زه کمان، به تماشای آن ایستاد.