توف

🌐 تاف

«توف» در عربی می‌تواند به معنای «گردیدن و دور زدن» یا «چرخیدن» باشد و با ریشه‌ای نزدیک به «طوف» پیوند دارد. در فارسی، این مفهوم به «گردش کردن» یا «دور زدن» نزدیک است. البته این صورت به‌تنهایی نسبت به «طوف» کمتر رایج است و گاهی در کاربردهای لهجه‌ای یا متنی خاص دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 تاپ

📌 توو

📌 توف

جمله سازی با توف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا توف ثقتك بكل ما تسمع من شائعات متداولة على الإنترنت.

به هر چیزی که از شایعات منتشر شده در اینترنت می‌شنوید، اعتماد نکنید.

💡 انظر ماغا وآخرون: تعليم أطفال السكان الأصليين واللغات الأصلية؛ وانظر أيضا المقالات التي كتبتها توف سكتناب كانغاس

رجوع کنید به ماگا و همکاران: آموزش کودکان بومی و زبان‌های بومی؛ و همچنین رجوع کنید به مقالات توو اسکلتنپ کانگاس

💡 أصبح بير أولوف مصورًا وتعاون مع توف في عدد من الكتب.

پر اولوف عکاس شد و با توو در نوشتن تعدادی کتاب همکاری کرد.

💡 قد توف بعض الأخبار العاجلة اضطراباً في الأسواق إذا لم تُتحقق جيداً.

برخی از اخبار فوری اگر به درستی تأیید نشوند، می‌توانند باعث آشفتگی بازار شوند.

💡 في هذه المرحلة، يجب أن توف الجهود لحل المشكلة قبل أن تتفاقم.

در این مرحله، باید قبل از اینکه مشکل بدتر شود، برای حل آن تلاش کرد.