توزيعها
🌐 توزیع آن
اسم (noun)
📌 توزیع
📌 گردش خون
وجه وصفی (participle)
📌 پرداخته شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 توزیع شده
📌 منتشر شده
📌 اختصاص داده شده
جمله سازی با توزيعها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترحضون الثمارَ جيدًا قبل توزيعها على الطلاب.
قبل از توزیع میوه بین دانشآموزان، آن را کاملاً بشویید.
💡 يمکببن المتطوعون التبرعات في القاعة الكبيرة، قبل توزيعها على الأسر المحتاجة.
داوطلبان میتوانند قبل از توزیع کمکهای مالی بین خانوادههای نیازمند، آنها را در سالن بزرگ جمعآوری کنند.
💡 وصلت صدقٰتکم إلى الجمعية الخيرية، وسيتم توزيعها على العائلات المحتاجة هذا الأسبوع.
کمکهای شما به دست خیریه رسیده و این هفته بین خانوادههای نیازمند توزیع خواهد شد.
💡 تراقب تراقب الجهات المختصة جودة المياه قبل توزيعها على السكان.
مقامات مربوطه قبل از توزیع آب بین مردم، کیفیت آن را کنترل میکنند.
💡 بعد مراجعة البيانات، قرّر المسؤول توزيعها على الأقسام المختلفة.
پس از بررسی دادهها، مقام رسمی تصمیم گرفت آن را بین بخشهای مختلف توزیع کند.
💡 وصلت الهدايا إلى المركز صباحًا، وتمّ توزيعها على الأطفال بسرعة.
هدایا صبح به مرکز رسید و به سرعت بین بچه ها تقسیم شد.