تصويره

🌐 عکس او

این واژه معمولاً به معنی «تصویر او / تصویرش» است؛ یعنی تصویرِ متعلق به یک فرد مذکر یا چیزی که به‌صورت مضاف‌الیه به «او» نسبت داده شده است.

فعل (verb)

📌 تصویر کردن

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 فیلمبرداری شده

📌 عکاسی شده

📌 به تصویر کشیده شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شات

جمله سازی با تصويره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الساحر الأصلع في الكتاب تم تصويره على أنه حكيم جداً.

جادوگر طاس در کتاب، بسیار خردمند به تصویر کشیده شده است.

💡 ساعدت جودة تصويره في كشف المشكلة التي لم تظهر في الفحوص السابقة.

کیفیت تصویربرداری او به آشکار شدن مشکلی که در معاینات قبلی ظاهر نشده بود، کمک کرد.

💡 أعد الطبيب تصويره بعد أن طلب من المريض الثبات لدقائق.

پزشک پس از اینکه از بیمار خواست چند دقیقه بی‌حرکت بماند، دوباره او را معاینه کرد.

💡 لم يكن تصويره واضحًا بسبب حركة الطفل أثناء الفحص.

به دلیل حرکت کودک در حین معاینه، تصویر واضح نبود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران