ترخيص
🌐 مجوز
اسم (noun)
📌 مجوز
📌 صدور مجوز
📌 اجازه
جمله سازی با ترخيص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حصلَ السائقُ على ترخيص ٍ رسميٍّ لقيادةِ الحافلةِ داخلَ المدينةِ.
راننده مجوز رسمی برای رانندگی اتوبوس در داخل شهر را دریافت کرد.
💡 تمنع البلدية هدم الأبنية التاريخية دون ترخيص رسمي.
شهرداری تخریب بناهای تاریخی را بدون مجوز رسمی ممنوع میکند.
💡 طلبتِ الشركةُ ترخيص َ استخدامِ البرنامجِ قبلَ تثبيتِه في الأجهزةِ الجديدةِ.
این شرکت قبل از نصب نرمافزار روی دستگاههای جدید، درخواست مجوز استفاده از آن را کرد.
💡 لا يحقُّ للمحلِّ أن يفتحَ أبوابَه قبلَ استخراجِ ترخيص ٍ من البلديةِ.
مغازه قبل از اخذ مجوز از شهرداری اجازه افتتاح ندارد.
💡 وفقا للتشريعات الحديثة، يمكن للمستثمرين بناء محطة طاقة كهرومائية تحت ٥٠٠ كيلوواط من الطاقة المركبة وبدون الحاجة للحصول على ترخيص من إمرا.
طبق قانون اخیر، سرمایهگذاران میتوانند بدون نیاز به مجوز از EMRA، نیروگاه برق آبی با ظرفیت کمتر از ۵۰۰ کیلووات برق نصبشده بسازند.
💡 حصلت الشركة على ترخيص موقت لحين استكمال المستندات المطلوبة.
این شرکت تا زمان تکمیل مدارک مورد نیاز، مجوز موقت دریافت کرد.