تدعوه
🌐 بهش زنگ میزنه
قید (adverb)
📌 بگذار او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بهش زنگ بزن
جمله سازی با تدعوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الأم تدعوه إلى العودة قبل حلول المساء.
مادر از او میخواهد که قبل از غروب برگردد.
💡 الشركة تدعوه إلى مقابلة العمل في الساعة العاشرة صباحًا.
شرکت او را برای مصاحبه شغلی ساعت ۱۰ صبح دعوت میکند.
💡 أهذا ما تدعوه بكونه أجبره عليه طبيب الشؤون الداخلية النفسي؟
به این میگی مجبور شدن از طرف روانپزشک بخش داخلی؟
💡 نصيحتك الحكيمة تدعوه إلى التفكير قبل اتخاذ القرار.
نصیحت خردمندانه شما او را به فکر کردن قبل از تصمیمگیری فرا میخواند.
💡 وبالطبع، لا تدعوه ينام هناك طوال الليل.
و البته، نگذارید تمام شب آنجا بخوابد.
💡 الدكتورة تدعوه الضباب, يتألف من الملايين من الروبورتات المجهرية.
دکتر آن را مه مینامد؛ از میلیونها ربات میکروسکوپی تشکیل شده است.