تدريجي
🌐 تدریجی
صفت (adjective)
📌 تدریجی
📌 مترقی
📌 مرحلهای
📌 افزایشی
📌 گام به گام
📌 تکه تکه
📌 تلوتلو خورد
📌 آهسته
جمله سازی با تدريجي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 النموُّ تدريجي ٌّ في هذه المنطقةِ بسببِ قلةِ المواردِ وضعفِ الاستثمارِ.
به دلیل منابع محدود و سرمایهگذاری ضعیف، رشد در این منطقه تدریجی است.
💡 كانَ التحسنُ تدريجي ًّا بعدَ أن بدأَ المريضُ التزامَ الدواءِ والراحةِ اليوميةِ.
پس از اینکه بیمار شروع به رعایت مصرف دارو و استراحت روزانه کرد، بهبود تدریجی بود.
💡 اعتمدتِ الشركةُ تغييرًا تدريجي ًّا في السياساتِ حتى لا تربكَ الموظفينَ.
این شرکت به تدریج تغییراتی در سیاستهای خود ایجاد کرد تا کارمندان سردرگم نشوند.
💡 احتقن المريض بالدواء الموصوف، ثم شعر بتحسن تدريجي بعد ساعات قليلة.
داروی تجویز شده به بیمار داده شد و پس از چند ساعت، بهبود تدریجی در حال او مشاهده شد.
💡 تحتاج الرياضة المنتظمة إلى تقوية العضلات بشكل تدريجي وآمن.
ورزش منظم مستلزم تقویت تدریجی و ایمن عضلات است.
💡 مستوى بحيرة "إري" يرتفع بشكل تدريجي على مرّ بضعة مئات السنين
سطح آب دریاچه ایری طی چند صد سال به تدریج در حال افزایش بوده است.