تحلقي
🌐 پرواز
این واژه غالباً خطاب به مؤنث مفرد است و میتواند معنای «تو (مؤنث) حلقه میزنی / گرد میآیی» یا در بعضی بافتها «تو رهایی مییابی / آزاد میشوی» را برساند، اگر از ریشهای نزدیک به حلق یا حلّ باشد. برای تعیین معنای درست، توجه به متن ضروری است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تراشیدن
جمله سازی با تحلقي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عظيم, لمَّ لا تحلقي رأسكِ وَتهتُفي بشعركِ في المطار
عالیه، چرا سرت رو نمیتراشی و با موهای باز تو فرودگاه داد نمیزنی؟
💡 قالت الأمُ لابنتها: تحلقي في خيالك، لكن لا تنسي واجباتك المدرسية.
مادر به دخترش گفت: بگذار تخیلت اوج بگیرد، اما تکالیف مدرسهات را فراموش نکن.