تحرس
🌐 نگهبان
فعل (verb)
📌 نگهبان
📌 گشت
📌 زیر نظر داشتن
جمله سازی با تحرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدت الجبال باسقات في الأفق كأنها تحرس المدينة.
کوهها در افق سر به فلک کشیده بودند، گویی از شهر محافظت میکردند.
💡 بدت الشجرة الفارعة في وسط الحديقة كأنها تحرس المكان من الأعلى.
درخت بلند وسط باغ طوری به نظر میرسید که انگار از بالا از آنجا نگهبانی میدهد.
💡 هذا ال ييذي أق ييام منزل ييه وس ييط ألادغ ييال تحرس ييه أسراب القمل والضفادع والبراغيث.
این خانهای است که با بیشهها احاطه شده و انبوهی از شپش، قورباغه و کک از آن محافظت میکنند.
💡 تقف القلعة على التل كأنها تحرس المدينة منذ قرون طويلة.
این قلعه چنان بر فراز تپه ایستاده که گویی قرنهاست از شهر محافظت میکند.
💡 ً حيث كانت هناك أفعى مرعبة بداخله أيضا تحرس بيضها.
همچنین یک مار وحشتناک درون آن بود که از تخمهایش محافظت میکرد.