تتنفس

🌐 نفس کشیدن

از «تنفّس» به معنی نفس کشیدن است. «تتنفس» یعنی هوا را به درون و بیرون می‌بری، یا به صورت مجازی از فشار و سختی رها می‌شوی و آسوده می‌گردی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نفس کشیدن

📌 نفس

📌 تنفس کردن

جمله سازی با تتنفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدا البحر رایقا عند الشاطئ، وكأن الأمواج تتنفس ببطء.

دریا در ساحل آرام به نظر می‌رسید، گویی امواج به آرامی نفس می‌کشیدند.

💡 ‬عاوزين يفتشوا البيت ويقبضوا َّ‬ ‫وراحت تتنفس بصوت مسموع كأنما تسيطر على‬ ‫ت أمي‬ ‫ْ‬ ‫أطر َق ْ‬ ‫مشاعرها‪

آنها می‌خواهند خانه را بگردند و او را دستگیر کنند. او شروع به نفس نفس زدن کرد، انگار که سعی داشت احساساتش را کنترل کند.

💡 ‬ان ال انخدع بفخ خلق المعنى ألشياء تتنفس نفاسة حتى أكبرها‬ ‫وأ ُجلّها في نفسي‪

من فریب این دام را خوردم که از چیزهایی که با چنان سرزندگی‌ای نفس می‌کشند، معنا بسازم که در نظرم آنها را بزرگ و محترم می‌شمارم.

💡 ‬فكرة‬ ‫انه البنت الزم تكون مضغوطه وما تتنفس كانت الفكره‬ ‫االولى الي بزرعوها بفكر الشب عنا بالعيله

این فکر که دختر باید تحت فشار باشد و دم نزند، اولین فکری بود که در ذهن مردان جوان خانواده ما کاشتند.

💡 كان الوادي يغمن بالرطوبة بعد المطر، وكأن الأرض تتنفس من جديد.

دره پس از باران از رطوبت اشباع شده بود، گویی زمین دوباره نفس می‌کشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران