تبديل

🌐 سوئیچ

«تبديل» یعنی دگرگونی، تغییر دادن، جایگزین کردن یا تبدیل کردن. این واژه هم به خودِ فرایند تغییر اشاره دارد و هم به عملی که طی آن چیزی به چیز دیگر بدل می‌شود؛ مثلاً تبدیل واژه، تبدیل حالت، یا تبدیل اموال و اشیا.

اسم (noun)

📌 سوئیچ

📌 سوئیچینگ

📌 تغییر

📌 مبادله

📌 در حال تغییر

📌 تبادل

📌 ضامن

📌 جایگزینی

جمله سازی با تبديل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلب المهندس تبديل الكور القديمة قبل تشغيل الخطّ الإنتاجي مساء اليوم.

مهندس درخواست کرد که هسته‌های قدیمی قبل از عملیاتی شدن خط تولید در عصر امروز تعویض شوند.

💡 هذا الجهاز تالف تمامًا، ولا يعمل حتى بعد تبديل البطارية.

این دستگاه کاملاً خراب است و حتی پس از تعویض باتری هم کار نمی‌کند.

💡 اللاعبون دخلوا بسرعة، لكنني توقفت لمعرفة أين غرف تبديل الملابس؟ أولًا.

بازیکنان سریع وارد شدند، اما من اول ایستادم تا بفهمم رختکن‌ها کجا هستند.

💡 احتاجت السيارة إلى تبديل وکاکت قديم كان يسبب صوتًا مزعجًا.

ماشین نیاز به تعویض مبدل کاتالیزوری قدیمی داشت که صدای آزاردهنده‌ای ایجاد می‌کرد.

💡 قال العامل إن باط الأداة يحتاج إلى تبديل قبل بدء العمل.

کارگر گفت که قبل از شروع کار، پایه ابزار باید تعویض شود.

💡 في النادي الرياضي، سألتُ الموظف: أين غرف تبديل الملابس؟ قبل بدء التمرين.

در باشگاه، قبل از شروع تمرین از کارمند پرسیدم: رختکن‌ها کجا هستند؟

💡 تحتاج بعض العائلات إلى تبديل الوسادة كل فترة للحفاظ على النظافة.

بعضی از خانواده‌ها برای حفظ نظافت، باید بالش را به صورت دوره‌ای عوض کنند.

💡 ظهرت يیما في المحادثة المكتوبة بسبب خطأ في تبديل اللغة على الهاتف.

ییما به دلیل اشتباه در تغییر زبان در تلفن، در مکالمه کتبی ظاهر شد.

💡 كان فندر الدراجة بحاجة إلى تبديل بسبب الصدأ القديم.

دوچرخه فندر به دلیل زنگ زدگی قدیمی نیاز به تعویض داشت.

کلمات مرتبط