الإمساك

🌐 یبوست

به معنای «گرفتن»، «نگه‌داشتن» یا «بازداشتن» است؛ در برخی کاربردها نیز به معنی «خودداری» و «پرهیز» می‌آید، و در زبان دینی و روزمره معانی متفاوتی دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 یبوست

📌 گرفتن

📌 نگه داشتن

📌 چنگ زدن

جمله سازی با الإمساك

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أصاب البرد االصابع فأصبح الإمساك بالقلم صعبًا في الصباح.

سرما روی انگشتانم تأثیر گذاشت و باعث شد صبح‌ها نتوانم خودکار را در دست بگیرم.

💡 حاول الطفل الإمساك بالكرة، لكنها فلت من يده واتجهت نحو الشارع.

کودک سعی کرد توپ را بگیرد، اما توپ از دستش لیز خورد و به سمت خیابان رفت.

💡 حذر الطبيب من أن الإمساك قد يزداد إذا أهمل المريض الحركة والنظام الغذائي السليم.

پزشک هشدار داد که اگر بیمار ورزش و رژیم غذایی مناسب را نادیده بگیرد، یبوست می‌تواند بدتر شود.

💡 يحتاج الإمساك المزمن إلى شرب الماء بكثرة وتناول الأطعمة الغنية بالألياف يوميًا.

یبوست مزمن نیاز به نوشیدن مقدار زیادی آب و خوردن روزانه غذاهای غنی از فیبر دارد.

💡 ساعدت التمارين الخفيفة في تخفيف الإمساك وتحسين الشعور العام بالنشاط والراحة.

ورزش سبک به رفع یبوست و بهبود احساس کلی انرژی و تندرستی کمک کرد.

💡 مع برودة الطقس، تقلصت أصابع يدي بسرعة حتى شعرت بصعوبة في الإمساك بالقلم.

با سرد شدن هوا، انگشتانم به سرعت منقبض شدند تا جایی که احساس کردم نگه داشتن خودکار برایم دشوار شده است.

کلمات مرتبط