بيروفي
🌐 پرو
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 پرو
جمله سازی با بيروفي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاهدتُ فيلمًا بيروفي ًا يتحدث عن حياة المهاجرين في المدن الكبرى.
من یک فیلم پرویی درباره زندگی مهاجران در شهرهای بزرگ تماشا کردم.
💡 قاض بيروفي يوجه مسدس نحو صحافي: الصحافيون يتعرضون لهجمات متزايدة لممارستهم عملهم.
قاضی پرویی به سمت روزنامهنگار اسلحه نشانه گرفت: روزنامهنگاران به دلیل انجام وظیفه خود با حملات فزایندهای روبرو هستند.
💡 اشتهر الفنان بيروفي بأسلوبه الذي يمزج بين التراث والابتكار.
این هنرمند پرویی به خاطر سبکش که میراث و نوآوری را در هم میآمیزد، شناخته میشود.
💡 التقيتُ بطاهٍ بيروفي قدّم لنا طبقًا تقليديًا بنكهةٍ مميزة.
من با یک سرآشپز پرویی آشنا شدم که یک غذای سنتی با طعمی متمایز برای ما سرو کرد.