بنخل

🌐 بنخال

«بِنخل» می‌تواند از ریشه «نخل» باشد و به «درخت خرما» یا چیزی مرتبط با نخل اشاره کند. در برخی کاربردها، این شکل ممکن است در ترکیب‌های محاوره‌ای یا نوشتاری به کار رود و معنای وابسته به «نخلستان» یا «درخت نخل» بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 غربال کردن

📌 الک شده

جمله سازی با بنخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مررنا بجانب بنخل ممتدة على الطريق، وكانت المناظر جميلة جدًا.

از کنار نخلی که در امتداد جاده امتداد داشت، گذشتیم و مناظر بسیار زیبایی داشت.

💡 ستقوم بنخل الطحين قبل إضافته إلى خليط الكعكة للحصول على نسيج أخف.

قبل از اضافه کردن آرد به مخلوط کیک، آن را الک کنید تا بافت سبک‌تری داشته باشد.

💡 زرع المزارعون بنخل كثيرة في الواحة لتوفير الظل والتمر الجيد.

کشاورزان درختان نخل زیادی را در واحه کاشتند تا سایه و خرمای خوبی فراهم کنند.

💡 كان الجد يجلس تحت بنخل العالية ويستمع إلى صوت الرياح في المساء.

پدربزرگ عصرها زیر درخت نخل بلند می‌نشست و به صدای باد گوش می‌داد.

💡 قم بنخل البقسماط بعناية للتأكد من أنها دقيقة بما يكفي للوصفة.

پودر سوخاری را با دقت الک کنید تا مطمئن شوید که به اندازه کافی برای دستور غذا ریز هستند.

💡 قام بنخل الحبوب بعناية لإزالة أي حجارة أو حطام قبل الطهي.

او قبل از پختن، دانه‌ها را با دقت الک کرد تا هرگونه سنگ یا آشغالی از آنها جدا شود.

کلمات مرتبط