بلاغ
🌐 گزارش
اسم (noun)
📌 نویسنده
📌 ارتباط
📌 گزارش
📌 بیانیه
📌 اعلان
📌 نکتهسنجی
📌 رهاسازی
جمله سازی با بلاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصل بلاغ متعلق بالحادث إلى الشرطة في وقت مبكر من الصباح.
گزارش مربوط به این حادثه صبح زود به پلیس رسید.
💡 توجه الرجل إلى مركز شرطة لتقديم بلاغ رسمي عن سرقة هاتفه.
این مرد برای ثبت گزارش رسمی سرقت تلفن همراهش به کلانتری مراجعه کرد.
💡 قدّم المواطن بلاغ اً رسمياً بسبب الضجيج المستمر في الحي.
این شهروند به دلیل سر و صدای مداوم در محله، شکایت رسمی ارائه کرد.
💡 نشر الموقع بلاغ اً صحفياً يوضح تفاصيل المؤتمر القادم.
این وبسایت با انتشار بیانیهای جزئیات کنفرانس آتی را شرح داد.
💡 عندما احتجنا إلى بلاغ رسمي، أردنا معرفة: اين يوجد قسم الشرطة؟
وقتی به یک گزارش رسمی نیاز داشتیم، میخواستیم بدانیم: ایستگاه پلیس کجا واقع شده است؟
💡 وصل بلاغ عاجل إلى الشرطة عن حادث وقع قرب الجسر القديم.
گزارش فوری در مورد حادثهای که در نزدیکی پل قدیمی رخ داده بود، به پلیس رسید.
💡 وصلت ضابطة شرطة إلى الحي لمتابعة بلاغ السرقة المسجلة.
یک افسر پلیس زن برای پیگیری سرقت گزارش شده در محله حاضر شد.