بغل

🌐 قاطر

«بغل» در عربی به معنای «در آغوش گرفتن، میان دو چیز، یا بخش میانی / کناری» نیست؛ اما در فارسیِ رایج «بغل» بیشتر به معنی پهلو یا کنار است. در عربی ممکن است این شکل به‌عنوان اسمِ حیوان «قاطر / استر» هم اشتباه گرفته شود، ولی با همین املای ساده، معنای دقیق وابسته به متن است.

اسم (noun)

📌 قاطر

جمله سازی با بغل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استخدم الفلاح بغل لنقل الأكياس الثقيلة إلى الحقل.

کشاورز از قاطر برای حمل کیسه‌های سنگین به مزرعه استفاده کرد.

💡 الرعاية المناسبة ضرورية عند استخدام بغل الحمال في الرحلات الطويلة.

مراقبت مناسب هنگام استفاده از قاطر باربر در سفرهای طولانی ضروری است.

💡 ‫يحصل هذا ّ‬ ‫منذ أيام مات بغل من بغال الفالحة إثر نوبة مغص شديدة‪

این اتفاق چند روزی است که می‌افتد؛ یک قاطر از مزرعه پس از حمله شدید قولنج درگذشت.

💡 ‬نظرت لها منى بغل ولكنها تذكرت انها دنيا‬ ‫السواح المرشحه االكثر فوزا بلقب مدام قاسم مهران‪.

مونا با کینه به او نگاه کرد، اما بعد یادش آمد که او دنیا السواح است، کاندیدایی که به احتمال زیاد عنوان مادام قاسم مهران را از آن خود می‌کرد.

💡 يعتمد بعض السكان بغل في الأعمال الزراعية الصعبة.

برخی از ساکنان برای کارهای دشوار کشاورزی به قاطرها متکی هستند.

💡 شوهد بغل يسير في الطريق الريفي تحت الشمس الحارقة.

قاطری در حال قدم زدن در جاده‌ای روستایی زیر آفتاب سوزان دیده شد.

کلمات مرتبط