بعمله

🌐 با کارش.

این ترکیب از «بِـ» + «عمله» ساخته شده و معمولاً معنای «با عملِ او» یا «به‌وسیلهٔ کار او» می‌دهد، البته در بعضی متن‌ها ممکن است به‌صورت وابسته به جمله، معنی «به عملش» یا «به کار او» هم بدهد. واژهٔ «عمل» در عربی به معنی کار، اقدام، یا عمل‌کرد است و «ـه» ضمیر «او» را می‌رساند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کار او

📌 شغل او

📌 کارش

📌 شغل آنها

📌 کسب و کار او

📌 چیز او

جمله سازی با بعمله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أعال الرجلُ أسرتهَ بعمله اليومي رغم الظروف الاقتصادية الصعبة.

این مرد با وجود شرایط سخت اقتصادی، با کار روزانه خود از خانواده‌اش حمایت می‌کرد.

💡 هو أعزب لكنه يعيش حياة مستقرة ويهتم بعمله وأسرته كثيرًا.

او مجرد است اما زندگی باثباتی دارد و به کار و خانواده‌اش بسیار اهمیت می‌دهد.

💡 دفعَ الزبونُ الثمنَ بعمله المحليّةِ عندَ شراءِ الخبزِ من السوقِ القريبِ.

مشتری هنگام خرید نان از بازار نزدیک، قیمت را به پول محلی خود پرداخت کرد.

💡 يسعی الأب إلى تأمين مستقبلٍ أفضل لأبنائه بعمله اليومي.

پدر با کار روزانه خود تلاش می‌کند تا آینده‌ای بهتر برای فرزندانش تضمین کند.

💡 تمرّ والشهور بسرعة عندما يكون الإنسان مشغولًا بعمله يوميًا.

وقتی آدم هر روز سرش به کار خودش گرم است، ماه‌ها زود می‌گذرد.

💡 بعد سنوات من التعب، بدأ الرجل اعیل عائلته بعمله اليومي المتواضع.

پس از سال‌ها سختی، آن مرد با کار روزمره‌ی ساده‌اش شروع به حمایت از خانواده‌اش کرد.

💡 يقدّر الناس من يء ش بعمله الجاد وأسلوبه الهادئ في التعامل.

مردم از کسی که سخت کار می‌کند و رویکردی آرام در برخورد با دیگران دارد، قدردانی می‌کنند.

💡 اشترى الأبُ الدواءَ بعمله في الصباحِ لأنَّ الصيدليَّ لم يقبلِ الدفعَ بالبطاقةِ.

پدر صبح با درآمدش دارو را خرید، چون داروساز پرداخت با کارت را قبول نمی‌کرد.

💡 بدا الرجل المتيم بعمله حاضرًا دائمًا في المكتب، يسابق الوقت ويؤدي واجباته بحماس.

مردی که چنان به کارش متعهد بود، همیشه در دفتر حاضر بود، با زمان مسابقه می‌داد و وظایفش را با شور و شوق انجام می‌داد.

💡 أظهر الموظف تعلق كبيرًا بعمله رغم ضغط المسؤوليات اليومية.

این کارمند علیرغم فشار مسئولیت‌های روزانه، دلبستگی زیادی به کارش نشان داد.

💡 طلبَ التاجرُ من السائحِ أن يدفعَ بعمله الورقيّةِ بدلَ البطاقةِ الإلكترونيّةِ.

تاجر از توریست خواست که به جای کارت الکترونیکی، با پول کاغذی خود پرداخت کند.

💡 كتبَ في السجلِّ أنه معت بعمله الجديد بعد فترةِ تدريبٍ قصيرةٍ ومكثفة.

او در پرونده نوشت که پس از یک دوره آموزشی کوتاه و فشرده، کار جدیدش را شروع کرده است.