بطيخ

🌐 هندوانه

«بطيخ» یعنی «هندوانه»؛ در عربیِ امروز این واژه به میوهٔ watermelon گفته می‌شود. در بعضی لهجه‌ها یا متون قدیمی‌تر، معنای آن ممکن است متفاوت یا نزدیک به «خربزه» هم آمده باشد، ولی کاربرد رایج و امروزی آن «هندوانه» است. این واژه از نام‌های شناخته‌شدهٔ میوه‌ها در عربی است.

جمله سازی با بطيخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زرع بذرة بطيخ في الربيع الماضي، والآن أصبحت ضخمة.

بهار گذشته یک دانه هندوانه کاشتم و حالا خیلی بزرگ شده است.

💡 في الصيف يفضّل الناس بطيخًا باردًا بعد الغداء مباشرة.

در تابستان، مردم هندوانه سرد را درست بعد از ناهار ترجیح می‌دهند.

💡 لا يُمكنك التمييز ما إذا كان حقل بطيخ أم لا.

نمی‌توانی تشخیص بدهی که اینجا مزرعه‌ی خربزه است یا نه.

💡 اشترينا بطيخًا طازجًا من السوق بعد صلاة العصر.

بعد از نماز عصر از بازار هندوانه تازه خریدیم.

💡 قطع البائع بطيخًا أحمر ووزعه على الأطفال في الحديقة.

فروشنده یک هندوانه قرمز را برید و آن را بین بچه‌های پارک پخش کرد.

💡 كان قسم الفواكه في البقالة يحتوي على بطيخ مر طازج للبيع.

بخش میوه‌های فروشگاه مواد غذایی، خربزه تلخ تازه برای فروش داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران