بِسَرْد
🌐 روایت کردن
«سرد» در عربی میتواند بهمعنای سرد کردن، پشتسرهم آوردنِ سخن یا نظمدادنِ روایت باشد و بسته به کاربرد معنی متفاوتی دارد. «بِسرد» میتواند بهمعنای «بهصورت پیدرپی»، «بهطور منظم» یا «با ترتیب» فهمیده شود، هرچند برای تعیین معنای دقیق، متنِ اصلی بسیار مهم است.
وجه وصفی (participle)
📌 بازگو کرد
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 روایت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فهرست
جمله سازی با بِسَرْد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الخيول التي تخرج وتتجول في الشقة ثم يبدأ بسرد الماضي.
اسبها بیرون میآیند و در آپارتمان پرسه میزنند، سپس او شروع به تعریف کردن گذشته میکند.
💡 بدأ الكاتب بسرد أحداث الرواية بأسلوب مشوق جذب القرّاء منذ الصفحة الأولى.
نویسنده با سبکی هیجانانگیز شروع به روایت وقایع رمان کرد که از همان صفحه اول خوانندگان را جذب میکرد.
💡 استمتع الطلاب بسرد المعلم للحكاية التاريخية عن المدينة القديمة.
دانشآموزان از روایت معلم از داستان تاریخی شهر قدیمی لذت بردند.
💡 قام الشاهد بسرد ما رآه في الشارع أمام الشرطة بوضوح ودقة.
شاهد آنچه را که در خیابان دیده بود، به روشنی و با دقت برای پلیس بازگو کرد.