بستاني

🌐 باغبان

یعنی «باغی» یا «مربوط به باغ»؛ این واژه می‌تواند صفتی برای چیزی باشد که به باغ تعلق دارد یا از باغ می‌آید، و در بعضی بافت‌ها نیز می‌تواند به معنی «باغبان» یا «شخصِ اهلِ باغ» فهمیده شود، بسته به جمله.

اسم (noun)

📌 باغبان

📌 متصدی زمین

صفت (adjective)

📌 باغ

📌 باغبانی

جمله سازی با بستاني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان البستاني يزرع الشتلات الصغيرة بعناية كبيرة في الصباح الباكر.

باغبان، نهال‌های کوچک را صبح زود با دقت فراوان کاشت.

💡 تحتاج كل منشأة رياضية إلى بستاني موثوق لضمان أن الملعب في حالة ممتازة.

هر مرکز ورزشی به یک باغبان قابل اعتماد نیاز دارد تا از وضعیت عالی زمین بازی اطمینان حاصل شود.

💡 دعت المدارس المحلية بستاني لتعليم الطلاب عن العناية بالنباتات وتقنيات البستنة.

مدارس محلی از یک باغبان دعوت کردند تا به دانش‌آموزان در مورد مراقبت از گیاهان و تکنیک‌های باغبانی آموزش دهد.

💡 يجب أن يكون لكل بستاني شوكة حديقية موثوقة في مجموعة أدواته.

هر باغبانی باید یک چنگال باغبانی قابل اعتماد در جعبه ابزار خود داشته باشد.

💡 اعتنى البستاني بالورود يوميًا حتى أصبحت الحديقة أكثر جمالًا.

باغبان هر روز از گل‌های رز مراقبت می‌کرد تا اینکه باغ زیباتر شد.

کلمات مرتبط