برمجة
🌐 برنامهنویسی
اسم (noun)
📌 برنامهنویسی
📌 کدگذاری
📌 برنامه
جمله سازی با برمجة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعتمد الشركة على برمجة التطبيقات لتطوير خدماتها الإلكترونية بسرعة وكفاءة.
این شرکت برای توسعه سریع و کارآمد خدمات الکترونیکی خود به برنامهنویسی کاربردی متکی است.
💡 تتطلب برمجة الأنظمة معرفة دقيقة باللغة المستخدمة وبنية البيانات.
برنامهنویسی سیستمها نیاز به دانش کاملی از زبان مورد استفاده و ساختار دادهها دارد.
💡 بدأ الطالب دراسة برمجة الحاسوب لأنه يريد إنشاء ألعاب تعليمية.
این دانشآموز به این دلیل شروع به مطالعهی برنامهنویسی کامپیوتر کرد که میخواست بازیهای آموزشی بسازد.
💡 لقد أمضت عطلة نهاية الأسبوع في برمجة لعبة جديدة لزملائها.
او آخر هفته را صرف برنامهنویسی یک بازی جدید برای همکارانش کرد.
💡 كان علي أن أعيد برمجة نفسي لأرى الجانب الحسن بي.
مجبور شدم خودم را از نو برنامهریزی کنم تا جنبههای خوب خودم را ببینم.
💡 أعدت برمجة برنامجك و استعدت كل النوافذ المخفية.
من برنامه شما را دوباره برنامهریزی کردم و تمام پنجرههای مخفی را بازیابی کردم.