برده

🌐 سرد

«بَرَدَهُ» معمولاً به‌تنهایی واژهٔ مستقلی نیست و اغلب صورتِ پیوسته با ضمیرِ «ـهُ» است؛ یعنی بَردِ او یا آن را سرد کرد / سردیِ او بسته به جمله. اگر مقصود «برده» به‌عنوان اسم فارسی باشد، در فارسی به معنی غلام، بنده است، اما در عربیِ مورد نظر شما بیشتر یک صورتِ نحویِ وابسته به ضمیر است.

جمله سازی با برده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال الجار إنه وجد برده مرمية قرب الباب صباحًا.

همسایه گفت که صبح شنلش را کنار در پیدا کرده است.

💡 كانت برده القديمة محفوظة في صندوق خشبي داخل البيت.

کتاب قدیمی او در یک جعبه چوبی داخل خانه نگهداری می‌شد.

💡 ‫ً‬ ‫مشيت إليه وكنت أشعر في هذا الصباح أن وجهي تلقائيا يقاوم‬ ‫ً‬ ‫برده‪

به سمتش رفتم، و امروز صبح احساس کردم صورتم ناخودآگاه در برابر سرما مقاومت می‌کند.

💡 حمل الرجل برده على كتفه عند خروجه من المسجد.

آن مرد هنگام خروج از مسجد، عبای خود را بر دوش انداخت.

کلمات مرتبط