بذراعي
🌐 با آغوشم.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بازوی من
📌 در آغوش من
جمله سازی با بذراعي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دفعتُ البابَ بذراعي ثم دخلتُ الغرفةَ بسرعةٍ لأنَّ المطرَ كان غزيرًا.
با دستم در را هل دادم و باز کردم و بعد چون باران شدید بود، سریع وارد اتاق شدم.
💡 حملتُ الصندوقَ الثقيلَ بذراعي رغمَ التعبِ الشديدِ بعدَ يومِ العملِ الطويلِ.
با وجود خستگی مفرط بعد از یک روز کاری طولانی، جعبه سنگین را در آغوش گرفتم.
💡 فهمم واقفا احتضنتها إىل صدري و حوطتها بذراعي
بلند شدم، او را به سینهام چسباندم و دستهایم را دورش حلقه کردم.
💡 لكنين مل أكن ألحتمل أكثر اال أنك أمسك ِ بذراعي
اما دیگر طاقت نیاوردم، جز اینکه تو بازویم را گرفتی.
💡 فهز رأسه يل و هو يشابك يده بذراعي و بدأ يتقدم خطوة.
سرش را تکان داد، دستش را دور بازویم حلقه کرد و شروع به برداشتن یک قدم به جلو کرد.
💡 استقبلتُ أخي العائدَ من السفرِ بذراعي المفتوحتينِ والفرحةُ تملأُ قلبي.
با آغوش باز از برادرم که از سفر برگشته بود استقبال کردم و شادی قلبم را پر کرد.
💡 أق ول وأن ا أطوق كتفه بذراعي ماسحا على ظهره بكفي.
گفتم و دستم را دور شانهاش انداختم و با کف دستم پشتش را مالیدم.
💡 و بعد قليل بدأ طوقتك بذراعي بقوة نوبة ذعرك ختبو
و خیلی زود، محکم تو را در آغوش گرفتم و حمله وحشتزدگیات را سرکوب کردم.