ببصري

🌐 با دید من

این ترکیب در این صورتِ نوشتاری واژهٔ رایج عربی نیست، اما اگر منظور «بِبَصَري» یا «بِبَصَرِي» باشد، می‌تواند به معنای «با بیناییِ من / با چشم من» یا «به‌وسیلهٔ نگاه من» فهمیده شود، یعنی چیزی که به دیدن یا ادراک بصری مربوط است. در حالت نوشتاریِ فعلی، معنی دقیق و تثبیت‌شده‌ای ندارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نگاه کن

📌 چشمان من

جمله سازی با ببصري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا يمكنني أن أحول ببصري عن ذلك.

نمی‌توانم از آن چشم بردارم.

💡 شاهدتُ الحفلَ ببصري من الصفوف الخلفية دون أن أحتاج إلى عدسةٍ مكبرة.

من کنسرت را با چشمان خودم از ردیف‌های آخر و بدون نیاز به ذره‌بین تماشا کردم.

💡 ‬ولبوالرت ليهبص محقبص أرعبصء ماصدهبص أن وجهبص يف ببصري

و برای پاول، واضح است که او مردی است که ...

💡 أشارَ الطبيبُ إلى الجرحِ ببصري قبل أن يطلبَ من المريضِ الجلوس.

دکتر قبل از اینکه از بیمار بخواهد بنشیند، با چشمانم به زخم اشاره کرد.

💡 فهمتُ الرسالةَ ببصري من تعبير وجهه قبل أن يتكلم.

من پیام را از حالت چهره‌اش، قبل از اینکه حتی حرفی بزند، به صورت بصری فهمیدم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران