بٱلجنب
🌐 در کنار
«بٱلجنب» به معنی کنار، پهلو، پهلوی بدن است. این واژه هم به معنای جسمانیِ «پهلو» میآید و هم گاهی در تعبیرهای ادبی و قرآنی به معنای «کنار» یا «حالتِ خوابیده به پهلو» بهکار میرود.
جمله سازی با بٱلجنب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلسَ المسافرُ بٱلجنب ينتظرُ صديقهُ عندَ بابِ المحطةِ حتى يحينَ وقتُ الرحلةِ.
مسافر کناری نشست و منتظر دوستش، دم درِ ایستگاه ماند تا اینکه وقت سفر فرا رسید.
💡 سارَ الطفلُ بٱلجنب مع والدهِ في الطريقِ الضيقِ كي لا يبتعدَ عنهُ.
کودک دوشادوش پدرش در مسیر باریک راه میرفت تا از او دور نشود.
💡 وضعتِ الأمُّ الحقيبةَ بٱلجنب حتى لا تعيقَ حركةَ الأطفالِ في الغرفةِ.
مادر کیف را به کناری گذاشت تا مانع رفت و آمد بچه ها در اتاق نشود.