بٱلافق
🌐 افق
«أُفُق» به معنای افق است؛ یعنی کرانه آسمان، مرز دید انسان، یا ناحیهای که زمین و آسمان بهنظر میرسد به هم میرسند. در معنای استعاری نیز میتواند به گستره دید، دورنمای آینده، یا حدّ و مرز یک پدیده اشاره کند. در فارسی همان «افق» یا «کرانه آسمان» است.
جمله سازی با بٱلافق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهرت الطائرة بٱلافق بعد دقائق من الإقلاع، وكانت تلمع تحت ضوء الشمس.
هواپیما دقایقی پس از پرواز، در حالی که زیر نور خورشید میدرخشید، در افق ظاهر شد.
💡 نظر الطفل إلى النجمة بٱلافق وهو يسأل والده عن معنى البعد والارتفاع.
کودک به ستاره افق نگاه کرد و از پدرش درباره مفهوم فاصله و ارتفاع پرسید.
💡 لوّح الصياد للقارب بٱلافق عندما لمح أضواءه الصغيرة فوق البحر الهادئ.
ماهیگیر وقتی چراغهای کوچک قایق را بالای دریای آرام دید، برای او به سمت افق دست تکان داد.