اهاب
🌐 کوتیکول
«إهاب» به معنای پوستِ دباغینشدهی حیوان یا پوست و جلد خام است. در برخی متون عربی، این واژه برای اشاره به پوست حیوان پیش از آمادهسازی و استفاده بهکار میرود. در فارسی میتوان آن را «پوست خام» یا «پوست دباغینشده» ترجمه کرد.
فعل (verb)
📌 فراخواندن
📌 تماس بگیرید
جمله سازی با اهاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقف اهاب عند الباب ينتظر وصول الضيوف.
ایهاب دم در ایستاده بود و منتظر رسیدن مهمانها بود.
💡 تحدث اهاب مع المدير بشأن المشروع الجديد.
ایهاب با مدیر درباره پروژه جدید صحبت کرد.
💡 رأيت اهاب يقرأ الرسالة بعناية قبل الرد.
دیدم که ایهاب قبل از پاسخ دادن، پیام را با دقت خواند.