انعزلت

🌐 خودم را منزوی کردم

این واژه از ریشهٔ «عزل» است و به معنای «کناره‌گیری کردم» یا «عزل شدم» می‌آید؛ صورت آن معمولاً نشان‌دهندهٔ اول‌شخص مفرد مؤنث یا در برخی برداشت‌ها فعل با ضمیر متصل است. در فارسی می‌توان آن را «من کناره‌گیری کردم» یا «جدا شدم» ترجمه کرد. در حوزهٔ سیاسی و اجتماعی نیز به معنی دور شدن از مقام یا جمع است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 منزوی شده

📌 قطع شد

جمله سازی با انعزلت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وعلاوة على ذلك، انعزلت الإحصاءات الزراعية عن بقية النظام الإحصائي وقصرت نفسها على القضايا المحلية.

علاوه بر این، آمارهای کشاورزی از بقیه نظام آماری جدا شدند و خود را به مسائل محلی محدود کردند.

💡 وقد انعزلت البلدة عن العالم الخارجي أثناء أشهر الفصل الماطر، ولم تصلها أية مساعدات غذائية أو إغاثية خلال تلك المدة.

این شهر در ماه‌های فصل بارندگی از دنیای خارج جدا می‌شد و در آن مدت هیچ غذا یا کمک امدادی به آن نمی‌رسید.

💡 فقد انعزلت الصين عن الغرب، وحيل أيضا بينها وبين تقاليدها.

چین از غرب منزوی شده و از سنت‌های خود نیز جدا افتاده است.

💡 بعد الخلاف، انعزلت عن الجميع فترة طويلة حتى هدأت نفسي.

بعد از دعوا، مدت زیادی خودم را از همه جدا کردم تا اینکه آرام شدم.

کلمات مرتبط