انطوت

🌐 تا شده

از ریشه «طوى» به معنای درهم پیچیده شدن، جمع شدن، نهفته شدن یا پنهان شدن است. «انطوت» یعنی «جمع شد»، «در خود پیچید»، یا «پنهان گشت»؛ و در کاربرد مجازی می‌تواند به «پایان یافتن» یا «نهفته ماندن» هم اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درگیر

📌 شامل

📌 مستلزم

📌 ضمنی

جمله سازی با انطوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقد استوعبت أن الحرية انطوت على ما هو أكثر من القدرة البشرية على التصرف بعفويةٍ وبصورةٍ خلاقة أمام الجمهور.

او به این درک رسید که آزادی چیزی بیش از توانایی انسان در عمل خودجوش و خلاقانه در مقابل مخاطب است.

💡 ولم تفضِ الحوادث التي انطوت على جرائم حرب محتملة إلى إجراء محاكمات.

حوادثی که شامل جنایات جنگی بالقوه بوده‌اند، منجر به محاکمه نشده‌اند.

💡 بعد سنواتٍ طويلة، انطوت تلك المرحلةُ من حياته وبدأ فصلٌ جديد.

پس از سال‌ها، آن مرحله از زندگی او به پایان رسید و فصل جدیدی آغاز شد.

💡 ‫بموت أبي انطوت صفحة من حياة أسرتنا لتبدأ صفحة جديدة‪.

با مرگ پدرم، فصلی از زندگی خانواده ما بسته شد و فصل جدیدی آغاز شد.

💡 ‬وحتى العواطف الحميمية‬ ‫وتبادلها مع االقرباء قد انطوت في اكمامها‪

حتی احساسات صمیمانه و تبادل آنها با اقوام نیز کنار گذاشته شده است.

💡 وثانيا انطوت التغيرات التنظيمية على مستوى المؤسسة على الابتعاد عن علاقات التسلسل الهرمي والاتجاه نحو هياكل للشركات أكثر تحررا.

دوم، تغییرات سازمانی در سطح بنگاه اقتصادی شامل دور شدن از روابط سلسله مراتبی و حرکت به سمت ساختارهای شرکتی لیبرال‌تر بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران