املحلق
🌐 پیوست
این واژه از ریشه «حلق» بهمعنای پیوستن یا ملحق شدن میآید و معمولاً به چیزی گفته میشود که به بخش اصلی افزوده شده یا به آن ضمیمه شده است؛ در کاربردهای اداری و نوشتاری، «ملحق» به پیوست، ضمیمه یا بخش افزودهشده به یک متن، سند یا مجموعه اشاره دارد.
جمله سازی با املحلق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان املحلق الخاص بالطائرة قد تعرّض لفحصٍ دقيق قبل الإقلاع.
محفظه ویژه هواپیما قبل از پرواز کاملاً بازرسی شده بود.
💡 شاهدنا املحلق وهو يدور فوق المزرعة لتنظيف الحقول من الحشرات.
ما هلیکوپتر را تماشا میکردیم که بالای مزرعه میچرخید تا مزارع را از حشرات پاک کند.
💡 رَكِبَ المسافر املحلق الصغير إلى المدينة المجاورة بسبب تأخر القطار الرئيسي.
مسافر با قطار کوچک رابط به شهر همسایه رفت زیرا قطار اصلی تأخیر داشت.