امامی

🌐 امامی

این واژه معمولاً به چیزی یا کسی نسبت داده می‌شود که به «امام» مربوط است؛ یعنی پیرو یا وابسته به امام، یا در برخی کاربردها مربوط به مذهب امامیه (شیعه دوازده‌امامی) است. در عربی، «إمامي» می‌تواند صفت نسبتی باشد و بسته به متن، معنای دینی، فکری یا اعتقادی داشته باشد.

جمله سازی با امامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعتُ الحاسوب امامي لأكمل العمل الليلي.

کامپیوتر را جلوی خودم گذاشتم تا کار شبانه را تمام کنم.

💡 جلستُ امامي وبدأنا نتحدث عن السفر.

روبرویش نشستم و شروع کردیم به صحبت در مورد سفر.

💡 وضعت الطاولة امامي قرب النافذة كي أستفيد من ضوء النهار.

میز را جلوی خودم نزدیک پنجره گذاشتم تا بتوانم از نور روز استفاده کنم.

💡 جلس الرجل امامي من كان يشرح له تفاصيل الرحلة.

مردی که داشت جزئیات سفر را توضیح می‌داد، روبروی من نشست.

💡 وقف الطفل امامي مبتسمًا وهو يحمل حقيبته المدرسية الجديدة.

کودک در حالی که کیف مدرسه جدیدش را حمل می‌کرد، لبخندزنان روبروی من ایستاده بود.

💡 وضعتُ الطاولة امامي من أراد أن يعمل بهدوء.

میز را جلوی خودم گذاشتم تا هر کسی که می‌خواست بی‌سروصدا کار کند، آنجا بنشیند.

💡 جلس الرجل امامي في الصف الأول طوال المحاضرة ودوّن الملاحظات بعناية.

آن مرد در تمام طول سخنرانی، جلوی من در ردیف جلو نشسته بود و با دقت یادداشت برمی‌داشت.

کلمات مرتبط