الولاة

🌐 فرمانداران

«الولاة» جمعِ «والٍ» یا «والی» است و به معنی «حاکمان، فرمانروایان، مسئولان اداره‌کنندهٔ یک ناحیه» می‌آید. این واژه در متون تاریخی و سیاسی برای اشاره به افراد صاحب قدرت اداری یا حکومتی به کار می‌رود. در فارسی می‌توان آن را «والی‌ها» یا «حاکمان» ترجمه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فرمانداران

📌 بخشداران

📌 والیس

📌 بخشداران فرعی

📌 فرمانداری

📌 پاچاها

جمله سازی با الولاة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يجب على الولاة أن يراعوا العدل ويبتعدوا عن ظلم الرعية.

والیان باید عدالت را رعایت کنند و از ظلم به رعایای خود بپرهیزند.

💡 اجتمع الولاة في العاصمة لمناقشة الأوضاع الإدارية والاقتصادية.

فرمانداران در پایتخت گرد هم آمدند تا درباره شرایط اداری و اقتصادی بحث کنند.

💡 كان الولاة في بعض العصور مسؤولين عن الأمن وجمع الضرائب وإدارة المدن.

در برخی دوران ها، والیان مسئولیت امنیت، جمع آوری مالیات و اداره شهر را بر عهده داشتند.

💡 أصدر الولاة قرارات مهمة لتنظيم شؤون المدن والقرى.

والیان برای تنظیم امور شهرها و روستاها تصمیمات مهمی صادر کردند.

💡 كتب المؤرخ عن الولاة الذين حسّنوا أحوال الناس في تلك الفترة.

این مورخ درباره فرماندارانی نوشت که در آن دوره شرایط مردم را بهبود بخشیدند.

💡 كتب المؤرخ رسالةً من الوزير الخليفة إلی الولاة في الأقاليم البعيدة.

مورخ نامه‌ای از خلیفه-وزیر به والیان مناطق دوردست نوشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران